X
تبلیغات
دنیای کتاب الکترونیکی،جاوا ،آندرویدوpdf دنیای کتاب الکترونیکی،جاوا ،آندرویدوpdf - دانلود رمان زندگی ،من،او (جاوا ،آندروید و pdf)

parsism

صفحه نخست    آرشیو مطالب    همه مطالب وبلاگ    ارتباط با مدیر وبلاگ    خروحی وبلاگ
دانلود رمان زندگی ،من،او (جاوا ،آندروید و pdf)

بخشی از این رمان زیبا:

کثافت اشغال کارش که تموم شد بلند شد لباساش و مرتب کرد و رفت مثل يه حيوون که وقتي کارش با

جفتش تموم ميشه ميره پي کارش . نه اون حيوون نبود اون خيلي بدتر از اين حرفا بود .

من موندم و يه عالمه ترس. همه ي بدنم درد ميکرد ، داشتم ميلرزيدم و به خدا شکايت ميکردم.

صبح با درد از جام بلند شدم و يه دوش گرفتم. دستم کبود شده بود و روي گردنم هم جاي چنگاش بود.

نميتونستم از خونه برم بيرون احساس نا امني ميکردم.

تا بعد از ظهر نشستم و گريه کردم حرفاي بابا تو گوشم بود . بابا ازم هيچي نخواست جز پاک بودنم ، اما من

نتونستم. من بيشعور نتونستم تنها خواسته بابا رو براورده کنم.

طهر بود که در و زدن، باز نکردم ، ترس برم داشته بود خيلي عصبي بود.

صداي امير اومد: بهار در و باز کن کارت دارم . بهار خواهش ميکنم من ديشب مست بودم. در و باز کن. ازم

شکايت نکن هرکاري بگي ميکنم.اگه پدر و مادرم بفهمن من و ميندازن بيرون.بهار

بيشرف تازه فهميده بود چه گندي بالا اورده.

دانـــــــــلود برای جاوا

دانــــــــلود برای آندروید

 دانلود برای pdf


برچسب‌ها: رمانهای عاشقانه

موضوع مطلب : رمانهای عاشقانه ایرانی
نوشته شده در توسط bookmarket | لينک ثابت |
آخرین نوشته ها
»»
Theme Design By : Parsism