parsism

صفحه نخست    آرشیو مطالب    همه مطالب وبلاگ    ارتباط با مدیر وبلاگ    خروحی وبلاگ
دانلود رمان چگونه بازگردم (جاوا ،آندروید و pdf)

قسمتی از این رمان زیبا:

تا جايي که چشم کار مي کرد هيچ کس تو ساحل نبود و اينطوري ما خيلي راحت تر مي تونستيم کنار

هم باشيم .

وسايل رو يه گوشه گذاشتيم و مشغول جمع کردن چوب شديم تا آتش درست کنيم .

چندتا سيب زميني رو که آورده بودم به سيخ زدم و توي آتش گذاشتم ، مسلما خيلي مي چسبيد .

زمان غروب با پدرام جلوي دريا ايستاديم طوري که امواج دريا پاهامون رو نوازش مي کردن .

پدرام دستش رو دور کمر من انداخت و من رو به خودش نزديک تر کرد ، من هم سرم رو به سينه مردونه

اش تکيه دادم و نظاره گر غروب خورشيد شدم .

انقدر ايستاديم تا ديگه هوا تاريک شده بود و چراغ هاي اطراف ويلا و آتشي که روشن کرده بوديم اطراف

رو تا حدي قابل ديدن مي کرد .

با هم رفتيم و نزديک آتش نشستيم .

- پدرام ميشه خواهش کنم يه آهنگ قشنگ و خاطره انگيز برام بزني ؟

- بـــله ، الکي که گيتارمو نياوردم . مي خواستم براي خانوم خوشگل خودم بنوازم !

- خوب استاد بنواز ببينم !

با شروع آهنگ يه لبخند عميق رو صورتم جا خوش کرد چون از آهنگ هايي بود که خيلي دوستش

داشتم ، خودم هم شروع کردم آهسته با پدرام همراهي کردم .

 آسمان چشم او آيينه ي کيست

آنکه چون آيينه با من روبرو بود

درد و نفرين

درد و نفرين بر سفر باد...

 دانلود برای جاوا

دانلود برای آندروید

دانلود برایpdf

 


برچسب‌ها: رمانهای عاشقانه

موضوع مطلب : رمانهای عاشقانه ایرانی
نوشته شده در توسط bookmarket | لينک ثابت |
آخرین نوشته ها
»»
Theme Design By : Parsism